مأمور شجاع کلانتری باغ فیض در درگیری نابرابر با سه سارق حرفهای، پس از اینکه با شجاعت دو نفر را مهار کرد، از پشت سر مورد حمله سارق فراری قرار گرفت و با شلیک گلوله به شهادت رسید. قاتل و همدستانش در کمتر از ۴ ساعت دستگیر شدند جوان آنلاین: مأمور شجاع کلانتری باغ فیض در درگیری نابرابر با سه سارق حرفهای، پس از اینکه با شجاعت دو نفر را مهار کرد، از پشت سر مورد حمله سارق فراری قرار گرفت و با شلیک گلوله به شهادت رسید. قاتل و همدستانش در کمتر از ۴ ساعت دستگیر شدند.
ساعت ۲۲:۳۰ شب چهارشنبه، سیزدهم خرداد، بیسیم یکی از مأموران گشت موتوری کلانتری ۱۴۰ باغ فیض به صدا درآمد. استوار یکم «محمد شاهی» با صدایی مصمم، اما فوری درخواست نیروی کمکی کرد. او اعلام کرد با سه سارق در پارک جنت مواجه شده و برای دستگیری آنها به کمک نیاز دارد. همزمان با اعزام نیروهای کمکی، سه سارق معتاد قصد فرار داشتند، اما این مأمور فداکار یک لحظه درنگ نکرد. او با شجاعت تمام، راه فرار سارقان را سد کرد.
درگیری نابرابر و شلیک مرگبار
پلیس فداکار، دو نفر از سارقان را مهار کرد، اما سارق سوم موفق به فرار شد. هنوز نیروهای کمکی به محل نرسیده بودند که سارق فراری مخفیانه به محل بازگشت. او اینبار از پشت سر به مأمور پلیس حمله کرد. در این لحظه، دو متهم دیگر که در مهار پلیس بودند، از فرصت استفاده کردند و با مأمور شجاع درگیر شدند. استوار یکم محمد شاهی چارهای نداشت جز اینکه از اسلحه برای مهار سارقان استفاده کند، اما آنها به او مهلت ندادند. در درگیری، یکی از سارقان اسلحه را از دست مأمور گرفت و تیری به سمت او شلیک کرد. صدای شلیک در محل پیچید و مأمور پلیس خونین بر زمین افتاد.
تلاش همسایه برای کمک
یکی از اهالی محل که در آن نزدیکی بود، به سرعت به کمک پلیس زخمی رفت، اما سارقان فرار کردهبودند و اثری از آنها باقی نبود. مرد همسایه اسلحه پلیس را که در چند قدمی او افتادهبود، برداشت و به مأمور زخمی تحویل داد. سپس با اورژانس تماس گرفت و درخواست کمک کرد.
شهادت در بیمارستان
لحظاتی بعد، وقتی مأموران کمکی از کلانتری به محل رسیدند، با پیکر زخمی و نیمهجان استوار یکم محمد شاهی روبهرو شدند. خون زیادی از بدنش خارج شدهبود. بررسیها نشان میداد مأمور فداکار پس از زخمیشدن تلاش زیادی برای جلوگیری از فرار سارقان کردهبود، اما خونریزی شدید مانع از ادامه کارش شد.
پیکر نیمهجان مأمور پلیس برای درمان به بیمارستان منتقل شد، اما به دلیل دیر رسیدن اورژانس و شدت خونریزی، دقایقی بعد در بیمارستان به شهادت رسید.
ورود بازپرس ویژه قتل
با اعلام خبر شهادت مأمور کلانتری باغ فیض، قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد و تحقیقات خود را آغاز کرد.
بررسیها و گفتههای مأموران نشان میداد لحظاتی قبل از حادثه، یکی از شهروندان با تلفن ۱۱۰ پلیس تماس گرفته و برای دستگیری سه سارق درخواست کمک کرده بود. شهروند اعلام کرده بود سه سارق در گوشهای از پارک در حال مصرف مواد هستند و برای دیگران ایجاد مزاحمت میکنند. پس از این تماس، استوار یکم محمد شاهی برای بررسی موضوع به محل رفته و با سه سارق که در حال مصرف مواد بودند، روبهرو شده بود.
شجاعت یک مأمور برابر ۳ سارق
متهمان با دیدن مأمور قصد فرار داشتند، اما او یک تنه و با شجاعت تمام راه آنها را سد کرد و موفق شد دو نفر را مهار کند، اما نفر سوم که فرار کردهبود، در فرصت مناسب از پشت با پلیس فداکار درگیر شد و نهایتاً با شلیک گلوله او را به شهادت رساند و سپس با همدستانش فرار کردند.
ردزنی و دستگیری ظرف ۴ ساعت
همزمان با انتقال جسد مأمور شهید به پزشکی قانونی، مأموران کلانتری باغ فیض همراه با تیمی از کارآگاهان جنایی دست به تحقیقات گستردهای زدند. مأموران در بررسیهای میدانی موفق به شناسایی تعدادی از سارقانی شدند که در آن حوالی پاتوق داشتند.
در نهایت تعدادی از سارقان دستگیر شدند و مأموران به ردپای سارق اصلی رسیدند. در بررسی سوابق متهمان مشخص شد عامل قتل و دو همدستش سابقه سرقت و خردهفروشی مواد مخدر در کارنامه خود دارند.
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران راهی خانه متهمان شدند، اما معلوم شد آنها پس از حادثه به مکان نامعلومی گریختهاند.
دستگیری قاتل در زیرزمین خانه
تحقیقات ادامه داشت و مأموران در کمتر از ۴ ساعت، مخفیگاه متهم اصلی را در خانهای در شهرک ولیعصر شناسایی کردند و به محل اعزام شدند. صاحبخانه اعلام کرد که از او خبری ندارد، اما کارآگاهان جنایی با جستوجوی دقیق، وی را در زیرزمین خانه شناسایی کردند.
متهم با مأموران درگیر شد و قصد فرار داشت که با شلیک مأموران به یکی از پاهایش، زمینگیر و برای درمان به بیمارستان منتقل شد. در ادامه، دو همدست وی در مخفیگاهشان بازداشت و به اداره پلیس منتقل شدند. متهم در بازجوییها به قتل مأمور پلیس اعتراف کرد.
تحقیقات از متهمان به دستور قاضی محمدجواد شفیعی ادامه دارد. مأموران در تلاشند ابعاد پنهان این پرونده و احتمال وقوع جرائم دیگر توسط این باند را روشن کنند.
تازهدامادی که در تدارک مراسم عروسی بود
یکی از همرزمان پلیس شهید به خبرنگار ما گفت: «استوار یکم محمد شاهی مأمور شجاع و بیباکی بود که همیشه در مقابله با مجرمان هیچ ترسی به خود راه نمیداد. او انسانی بااخلاق و بین دوستانش به فداکاری مشهور بود. مأمور شهید بارها در جریان طرحهای امنیت محله، تعداد زیادی از سارقان و خردهفروشان را بازداشت و تحویل قانون دادهبود.»
وی ادامه داد: «او تازهداماد بود و به تازگی عقد کرده بود. پلیس شهید در تدارک مراسم عروسی خود بود. حتی یک روز قبل از شهادتش، تعدادی از لوازم خانهاش را خریده بود، اما سارقان بزدل او را ناجوانمردانه به شهادت رساندند. کاش فرصت میکرد مراسم عروسی خود را برگزار کند. همه ما در کلانتری در بهت و غم این حادثه هستیم.»
موادفروش بودم، اما قاتل شدم
متهم، مردی ۴۸ ساله است که در سوابق کیفری خود جرائمی از جمله سرقت، مصرف مواد مخدر و خردهفروشی مواد را دارد. وی برای فراهم کردن زمینه فرار دو همدست خود، به سمت مأمور پلیس شلیک کرد که در پی این اقدام، مأمور پلیس به شهادت رسید.
سابقه داری؟
بله. من و همدستانم بارها به اتهام مصرف مواد مخدر، خردهفروشی و سرقت به زندان رفتهایم، اما هر بار دوباره به کارهای خلاف برگشتیم.
آن شب در پارک چه کار میکردید؟
من همراه دو نفر از همدستانم در گوشهای از فضای سبز نشسته بودیم و مواد مصرف میکردیم. مقداری وسایل سرقتی هم همراه داشتیم و به خیال خودمان مکان امنی بود، اما یکی از اهالی آنجا با دیدن ما با ۱۱۰ تماس گرفته و حضور ما را اطلاع داده بود. ناگهان مأمور پلیس را بالای سرمان دیدیم.
بعد چه شد؟
ما شوکه شدیم و ترس همه وجودمان را گرفت. مأمور پلیس هم تصمیم گرفت ما را دستگیر کند. من موفق به فرار شدم.
قبل از اینکه مرتکب قتل شوی، فرار کردی؟
بله. اول فرار کردم.
چه شد برگشتی و مأمور پلیس را به شهادت رساندی؟
مأمور پلیس اسلحه را به سمت ما گرفت و گفت دستهایمان را بالا ببریم. همزمان با بیسیم درخواست نیروی کمکی کرد. در همین حین، من فرار کردم. چون دو همدست دیگرم را مهار کردهبود، به دنبال من نیامد. او تصور نمیکرد من برگردم، اما من لحظاتی بعد به صورت مخفیانه برگشتم و به سمت او حمله کردم. مأمور با من درگیر شد و با شجاعت تمام مرا هم مهار کرد، اما دو همدستم از فرصت استفاده کردند و به کمک من آمدند. ما سه نفر بودیم و او یک نفر. اسلحه را از دستش گرفتم و تیری به سمتش شلیک کردم. او خونین روی زمین افتاد. دوباره از روی زمین برخاست تا مانع فرار ما شود، اما نتوانست. من اسلحه را روی زمین انداختم و فرار کردم.
فکر میکردید در کمتر از ۴ ساعت دستگیر شوید؟
واقعیتش نه. ما در آن تاریکی شب هیچ ردی از خودمان باقی نگذاشتیم، اما نمیدانم چطور پلیس اینطور زود به ما رسید.
حرف آخر؟
خیلی پشیمان هستم. موادفروش بودم، اما الان قاتل شدم.